وعده گاه خیال

آنجا که امیدِ وصالت رخت بست،   خیالم وعده‌گاهی جاودانه شد.   میان این دو انتظارِ واهی چه بی‌پایان و جانکاه است.   .

ساعتی بمان

دیر آمدی، اما زود نرو.   کمی بیشتر بمان؛ ساعتی برای گریستن، ساعتی برای گفتن از دلتنگی…   خوابی که تو را با خود آورد، کاش بیداری نداشته باشد، و زمان در آن لحظه برای همیشه ایستاده بماند.   .

امن ترین سقف جهان

می‌ترسم… مرا به فردایی که نیستی مسپار. بگذار بمانم در گذشته، آنجا که یگانه دست تو امن‌ترین سقفِ جهان بود.   .

کانال علوم‌ سیاسی و تاریخ

اگه علاقمند به مطالب سیاسی و تاریخی هستی در کانال تلگرام ما عضو شو!

عضویت در کانال
بستن