گاهی
من گاهی با سنگ درد دل می کنم با پرندها دلتنگ می شوم گاهی به آسمان تکیه می کنم و گاهی به زلال رودخانه می گریم با شب از رازها می گویم گاهی ماه را بغل می کنم و با خورشید از اندوه ها گله من اما همیشه از انسان هراس دارم آنجا که دل […]
من گاهی
با سنگ
درد دل می کنم
با پرندها
دلتنگ
می شوم
گاهی به آسمان
تکیه می کنم
و گاهی به زلال
رودخانه می گریم
با شب
از رازها می گویم
گاهی
ماه را بغل می کنم
و با خورشید
از اندوه ها گله
من اما
همیشه
از انسان
هراس دارم
آنجا که دل میبندی
می شود
تکیه گاهت
پناه غصه و گریه هایت
ناگهان می رود
تو میمانی و
یک قلبِ هزاران پاره
حیدر ولی زاده شعر آسمان شعر حیدر ولی زاده شعر خورشید شعر دلتنگی شعر سنگ شعر غمگین شعر کوتاه شعر گاهی شعر ماه شعر نو



دیدگاهتان را بنویسید