بهار آمده است
نیامدی و بهار آمده استچشمِ انتظاربه فغان آمده استشکستم همه پنجره هاگر گذر کردی از دور دست هاپر شوداز عطر تو آشیانه ی ما
نیامدی و بهار آمده است
چشمِ انتظار
به فغان آمده است
شکستم همه پنجره ها
گر گذر کردی از دور دست ها
پر شود
از عطر تو آشیانه ی ما
بهار آمده است شعر بهار شعر بهاری شعر حیدر ولی زاده شعر سپید شعر عاشقانه شعر کوتاه شعر نو شعر نیامدی عطر تو



دیدگاهتان را بنویسید