عطر تو

عطر تو

عطـر تـو رادر سطـر بـه سطـرتمـام شعـرهـایناگفتـه اممـی جـویـمآن جـا کـهمیـان گـل هاگـم می شـویمـنبـرای بوییـدنـتگل واژه ای جدیـدخلـقخواهـم کـرد

نگاهش

شعر نو

نگاهـشاز پـسِ سیـلرهـگذرانهویـدا بـودتـو گویـیتمام ابرهادر بـرابـرِروشنـایـی آفتـابزانـو زده انددر ایـنصحنـه یشکسـت پـذیـریدلبـرانـهچـاره ایجز تسلیـم دل نبـود