نگاهش
نگاهـشاز پـسِ سیـلرهـگذرانهویـدا بـودتـو گویـیتمام ابرهادر بـرابـرِروشنـایـی آفتـابزانـو زده انددر ایـنصحنـه یشکسـت پـذیـریدلبـرانـهچـاره ایجز تسلیـم دل نبـود
نگاهـش
از پـسِ سیـل
رهـگذران
هویـدا بـود
تـو گویـی
تمام ابرها
در بـرابـرِ
روشنـایـی آفتـاب
زانـو زده اند
در ایـن
صحنـه ی
شکسـت پـذیـری
دلبـرانـه
چـاره ای
جز تسلیـم دل نبـود
حیدر ولی زاده شعر تسلیم شعر حیدر ولی زاده شعر دلبرانه شعر رهگذر شعر رهگذران شعر سپید شعر نگاهش شعر نو



دیدگاهتان را بنویسید