دور دست ها
روزی، اگر به دیدنم آمدی به دوردستها بیا… آنجا که از همه بریدهام و از خیالِ تو برای خود پناهگاهی ابدی ساختهام.
روزی، اگر به دیدنم آمدی به دوردستها بیا… آنجا که از همه بریدهام و از خیالِ تو برای خود پناهگاهی ابدی ساختهام.
روزی تنهایـیِ خـود را بـرمیـدارم و مـی رویـم بـه شهـرِ مملـو از هیـچ کـس برایـش از تـو خواهیم گفـت از رفتنـت کـه بـرای ابـد مــا را با درد و زخـم بهــم دوخـت