اعدام ثقةالاسلام تبریزی

جاهلین به فلسفه عاشورا/ حیدر ولی زاده

◽️جاهلین به فلسفه عاشورا آن مردمانی هستند که ایام محرم و عاشورای حسینی را فقط در مدح خوانی، ثناگویی، سینه زنی و گریه و زاری خلاصه کرده اند، نه این که نویسنده متن مخالف با این اقدامات باشد اما نگاه تک بعدی و صرفاً این چنینی به عاشورا و آشنا نبودن با معارف قیام بدون تردید در برابر فلسفه عاشورا و قیام حسین(ع) قرار دارد.

◽️آن طور که واضح است، مهم ترین فلسفه عاشورا و قیام اباعبدالله الحسین(ع) مبارزه با فساد، بی عدالتی، ظلم به مردم و به بند کشیدن امت رسول الله(ص)بوده است.

◽️یک نمونه بارز از جاهلین به فلسفه عاشورا را می توان در دوران مشروطه دید در عاشورای سال ۱۲۹۰ شمسی، آنجا که مشروطه خواهان و آزادی خواهان تبریزی توسط روس ها به دار آویخته شدند اکثریت مردم عادی بدون توجه به این ظلم عظیم ظالمان زمانه به عزاداری ها و قمه زنی های خود ادامه دادند.

◽️پس از اشغال تبریز بدست قشون روس، روس‌ها از ثقةالاسلام خواستند که به کنسولگری روسیه در تبریز بیاید. در آن جا از او خواستند که بنویسد که آغازکننده جنگ مجاهدان بوده‌اند ولی ثقةالاسلام از این کار خودداری کرد و گفت روس‌ها جنگ را شروع کرده‌اند. ثقه الاسلام و یاران نزدیک او سرانجام روز دهم دی ۱۲۹۰ که مصادف با روز عاشورا بود مقابل دیدگان مردم شهر به دار آویخته شدند.

◽️احمد کسروی صحنه تکان دهنده به دار کشیدن این آزادگان را که جوان شانزده ساله ای نیز در میان آنان بوده است، چنین توصیف می کند:
“هنگامه دلگداز سختی می بود. یک دسته مردان غیرتمندی را دشمنان بیگانه در شهر به گناه آزادیخواهی به دار می کشیدند و کسی نبود که به داد ایشان برسد. مرگ سیاه یک سو و غم درماندگی کشور یکسو. خدا می داند چه دل سوخته ای در آن ساعت می داشتند.

ثقه الاسلام تبریزی به همگی دل می داد و از هراس و غم ایشان می کاست. شیخ سلیم بی تابی می نمود، ثقه الاسلام گفت: این بی تابی بهر چیست؟ ما را چه بهتر که در چنین روزی در دست دشمنان دین کشته شویم.”

◽️تو گویی همانجا صحنه کربلا تکرار شده است و یاران اندکِ حریت و عدالت به مقتل رفته اند ولی عموم مردم بی تفاوت نظاره گر هستند و چه بسا برخی شادمان! تلخ تر این که در این شرایط بر حسین آزاده و ظلم ستیز عزاداری و گریه می کنند!
.
◽️همین افراد اگر در آن برهه از تاریخ قمه ها را به جای سر خود بر سر روس ها فرود می آوردند شاید آثاری از لشکریان ظلم باقی نمی ماند اما چه می شود کرد که چنین است راه و رسم جاهلین به فلسفه عاشورا!

◽️درد و غم حسین نه تشنگی، نه گلوی بریده کودک شش ماهه اش و نه سوزاندن خیمه ها بلکه فراتر از آن یعنی ظلم یزیدیان به مردم بود وگرنه از جان، مال و عزیزان خود در این راه بی برگشت دنیوی نمی گذشت.

◽️امام(علیه السلام) در هنگام ورود به سرزمین کربلا فرمودند: «اِنَّ النَّاسَ عَبِیدُ الدُّنْیَا، وَالدِّینُ لَعْقٌ عَلَی اَلْسِنَتِهِمْ یَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایِشُهُمْ فَاِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیَّانُونَ”»( این مردمان بندگان دنیایند و دین مانند امری لیسیدنی بر زبان آن ها افتاده است تا هنگامی به دنبال دین می روند که معیشت آن ها برقرار باشد، اما هنگامی که در امتحان افتند، دین داران اندک خواهند بود. )

اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

دیدگاهتان را بنویسید