شاه و کارتر

زمان شاه بد بود/الان چه کرده اید؟

اين روزها و در ایام سقوط پهلوی، شاهد تولید محتواهای گوناگون هستیم مبنی بر این که زمان شاه، از لحاظ اقتصادی، در مواردی چون تورم، گرانی، سرانه داخلی، بیکاری و وابستگی شرایط بسیار بدی بوده است.
.
یا این که به لحاظ سیاسی خفقان مطلق بوده است.
.
یا اختلاس ها در دربار و در سرتاسر پهلوی به صورت ساختاری ریشه دوانده بود.

و حتی شرایط زنان از لحاظ عدم حضور در اجتماعات نامناسب و تحقیرگونه بوده است.
.
یا اینکه در عرصه های مختلف از جمله علمی، دفاعی، تکنولوژی و…پیشرفتی نداشته ایم و در بهترین حالت وابسته بوده ایم.
.
پهلوی که سهل است تاریخ به اندازه کافی آنقدر شواهد برجای می‌گذارد که میتوان براحتی در مورد چندین قرن پیش هم اظهار نظر کرد.
.
همه آمارها و شواهد نیز امروزه در مورد پهلوی موجود است و گویای واقعیت نه چندان دور است که براحتی می توان در مورد آن نظر داد و یقینا در آن مقطع آنقدر دلایل وجود داشته است که مردم و گروههای مختلف با هر گرایش و عقیده ای برای انقلاب دست به کار شدند.به اصطلاح انقلاب از سر شکم سیری نبود!
.
با این وجود نمیتوان هیچ عصری را کاملا سیاه دید و با نگاه بدبینی بر مسند قضاوت نشست هر چند که نکات منفی بر نکات مثبت برتری داشته باشد.
.
اما هدف از نشان دادن شرایط اسفناک پهلوی چیست؟ نشان دهیم که نوستالژیک سازی پهلوی اشتباه است؟ نشان دهیم که وضع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نامناسب آن مقطع از امروز ما بدتر بوده است؟
.
با هر هدفی، امروزه مسوولان ما پیش از آنکه برای سفید نشان دادن خود، گذشته را تماما سیاه نشان دهند باید عمل کنند و بازگردند به خواسته های مردم و بارها از خود بپرسند چرا مردم انقلاب کردند؟!
.
انقلاب کردند که فقط جایگاه ها عوض شود و خود همچنان رعیت بمانند؟! یا انقلاب کردند شرایط اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بهتر شود؟و فسادها و اختلاس ها کمتر و بساط رانت و آقازاده ها برچیده شود و شایسته ترین ها انتخاب شوند؟

اگر مسوولان و سیاستمداران، دنبال پاسخ عملی به این چراها باشند قطعاً نیازی به یادآوری گذشته نیست و خود مردم بهترین قاضی خواهند بود…

” ای مالک، بدان که تو را به بلادی فرستاده ام که پیش از تو دولت ها دیده، برخی دادگر و برخی ستمگر و مردم در کارهای تو به همان چشم مینگرند که تو در کارهای والیان پیش از خود مینگری و درباره تو همان گویند که تو درباره آن ها میگویی و نیکوکاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جاری ساخته، توان شناخت.”(نامه ۵۳ نهج البلاغه)

دیدگاهتان را بنویسید