پس از رفتنت
به آفتاب میمانی یا آفتابگردان؟ نمیدانم… امّا پس از رفتنت، در تاریکیِ کوچههای این شهر، سرگردانم…
به آفتاب میمانی یا آفتابگردان؟ نمیدانم… امّا پس از رفتنت، در تاریکیِ کوچههای این شهر، سرگردانم…
هر آن سو که می نگرم تو را می بینم ابری آفتابی نسیمی؟ فقط بر من ببار بر من بتاب و مرا نوازش کن شاید از اعجاز تو این جانِ فرتوت دوباره جوانه زد