آخرین مطالب

کارکرد رضا پهلوی برای واشنگتن و تل‌آویو؛ «آلترناتیو» یا «ابزار آشوب»؟

​آنچه مشخص است، رضا پهلوی تنها یک کارت بازی موقت در دستان غرب و اسرائیل است که انقضای آن با پایان کارکردش رقم خواهد خورد. واقعیت مهم‌تر این است که اتاق‌های فکر غربی و اسرائیلی، پهلوی را نه برای جایگزینی، بلکه صرفاً به عنوان بازیگری برای ایجاد آشوب، ناامنی و فرسایش ظرفیت‌های ایران چه در فضای رسانه‌ای و چه در محیط واقعی می‌خواهند.
اشتراک گذاری
28 تیر 1405
2 بازدید
کد مطلب : 2170

در ادبیات روابط بین‌الملل و مطالعات امنیت ملی، «اپوزیسیون‌سازی» یکی از ابزارهای کم‌هزینهٔ قدرت‌های مداخله‌گر برای اعمال فشار بر کشورهای هدف است. در این میان، مدت‌هاست که نام «رضا پهلوی» به‌عنوان یکی از مهره‌های این سناریو علیه ایران مطرح می‌شود؛ اما پرسش کلیدی اینجاست که آیا غرب و اسرائیل واقعاً روی او به‌عنوان یک «جایگزین (آلترناتیو) جدی» برای آیندهٔ کشور حساب باز کرده‌اند، یا کارکرد او در پازل بازیگران خارجی ماهیت دیگری دارد؟
​اظهارات مقامات آمریکایی نشان‌دهنده نگاه واقع‌بینانه آنان به جایگاه رضا پهلوی در میان مردم ایران و عدم توانایی اجرایی اوست. حتی دولت کنونی آمریکا که تمایل خود را برای تغییر حکومت در ایران پنهان نمی‌کند، به هیچ عنوان رضا پهلوی را در قامت یک آلترناتیو سیاسی نمی‌بیند. از نظر غرب، وی فاقد مقبولیت عمومی در میان ایرانیان است، تاریخ مصرف سیاسی این جریان گذشته و دهه‌ها زندگی در غرب و رفاه‌زدگی، از او شخصیتی بی‌تجربه و فاقد توانمندی مدیریتی ساخته است. رضا پهلوی حتی برای دوران گذار نیز فاقد کاریزمای لازم است؛ چه رسد به اینکه بتواند ایران را در بلندمدت مدیریت کند.

​اکنون این پرسش مطرح می‌شود که غرب و اسرائیل چه نگاهی به پهلوی دارند؟ اگر او آلترناتیو نیست، چه جایگاهی در پازل بازی قدرت آنان دارد؟ برجسته‌سازی مداوم رضا پهلوی در رسانه‌های غربی و فارسی‌زبانِ وابسته و نمایش او در ویترین‌های سیاسی، چه هدفی را دنبال می‌کند؟
​هرچند در این میان می‌توان تفاوت‌های ظریفی میان رویکرد آمریکا و اسرائیل قائل شد، اما به طور کلی اهداف مشترک آنان از بازی با این کارت شامل موارد زیر است:

▪️​اول؛ ایجاد انشقاق و فرسایش داخلی: برای غرب و اسرائیل، رضا پهلوی ابزاری جهت ایجاد تفرقه و دوقطبی‌سازی در جامعه است؛ فرآیندی که هدف غایی آن، بازتولید آشوب، تضعیف نظام از درون و در نهایت هموار کردن مسیر فروپاشی یا تجزیه است.

▪️​دوم؛ مصادره و انحراف مطالبات عمومی: غرب و رژیم صهیونیستی در پی آنند تا هرگونه مطالبه و اعتراض صنفی یا اقتصادیِ برحقِ مردم را از طریق ورود سلطنت‌طلبان به نفع خود مصادره کنند و با تبدیل اعتراض به آشوب، از آن به‌عنوان اهرم جهت توجیه افکار عمومی دنیا برای عملیات نظامی و تحریم اقتصادی علیه ایران بهره ببرند.

▪️​سوم؛ قبح‌زدایی از رابطه با اسرائیل: از طریق رضا پهلوی به عنوان فرزند آخرین شاه ایران، می‌توان پروژه قبح‌زدایی از رابطه میان ایرانیان و اسرائیل را در میان عموم مردم ایران پیش برد و مسیر را برای جلب حمایت معنوی از تل‌آویو در برابر آرمان فلسطین که از اصول اساسی سیاست خارجی ایران است هموار کرد.

▪️​چهارم؛ تامین پیاده‌نظام جنگ روانی و امنیتی: غرب و به‌ویژه اسرائیل، نیاز مبرمی به پیاده‌نظام در جنگ رسانه‌ای، جنگ روانی و همچنین عملیات‌های اطلاعاتی دارند؛ در این میان، چه ابزاری ارزان‌تر و دسترس‌پذیرتر از بدنه طرفداران افراطی این جریان که هزینه‌های سرویس‌های امنیتی بیگانه را به حداقل می‌رساند؟

▪️▪️​نتیجه‌گیری
​آنچه مشخص است، رضا پهلوی تنها یک کارت بازی موقت در دستان غرب و اسرائیل است که انقضای آن با پایان کارکردش رقم خواهد خورد. واقعیت مهم‌تر این است که اتاق‌های فکر غربی و اسرائیلی، پهلوی را نه برای جایگزینی، بلکه صرفاً به عنوان بازیگری برای ایجاد آشوب، ناامنی و فرسایش ظرفیت‌های ایران چه در فضای رسانه‌ای و چه در محیط واقعی می‌خواهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کانال علوم‌ سیاسی و تاریخ

اگه علاقمند به مطالب سیاسی و تاریخی هستی در کانال تلگرام ما عضو شو!

عضویت در کانال
بستن