آخرین مطالب

 آمریکا: از مستعمره بریتانیا تا ایالات متحده

نقشه امروز ایالات متحده با ۵۰ ستاره روی پرچم آن، محصول یک فرآیند مهندسی‌شده سیاسی، نظامی و تجاری است. کشوری که در اواخر قرن هجدهم تنها نواری باریک در سواحل شرقی بود، با تکیه بر استراتژی‌های تهاجمی، ثروت ناشی از معاملات تجاری با ابرقدرت‌های رو به زوال اروپایی، و البته به قیمت حذف بومیان اصلی این سرزمین، توانست خود را به یک قدرت قاره‌ای و در نهایت، به یک ابرقدرت جهانی تبدیل کند. تاریخ مرزهای آمریکا، تاریخ پیوند ناگسستنی دیپلماسی دلار و غرش باروت است.
اشتراک گذاری
19 تیر 1405
1 بازدید
کد مطلب : 2167

داستان ایالات متحده آمریکا، پیش از آنکه روایتی از دموکراسی و قانون اساسی باشد، تاریخ جابه‌جایی مرزها، جنگ و تصاحب است. در سال ۱۴۹۲ میلادی، با ورود کریستف کلمب به دنیای جدید، پای اروپایی‌ها به قاره‌ای باز شد که هزاران سال موطن قبایل و تمدن‌های گوناگون بومی (سرخ‌پوستان) بود. از اوایل قرن هفدهم، مهاجران غربی با انگیزه‌های مختلف—از کسب ثروت و فرار از فقر گرفته تا جستجوی آزادی‌های مذهبی—سواحل شرقی این قاره را اشغال کردند. اما این «آغاز نو» برای بومیان منطقه‌ای، به بهای یک تراژدی عظیم تمام شد. طمع غربی‌ها برای تصاحب اراضی بیشتر، به دهه‌ها جنگ خونین، پیمان‌شکنی‌های مکرر، راندن اجباری بومیان از سرزمین‌های اجدادی‌شان و حذف سیستماتیک آن‌ها منجر شد؛ روندی خشونت‌آمیز که در کنار شیوع بیماری‌های واگیردار اروپایی، بافت جمعیتی بومیان را به کل ویران کرد تا فضا برای تأسیس مستعمرات بریتانیا مهیا شود.
۱۳ مستعمره و جرقه استقلال‌طلبی

تا اواسط قرن هجدهم، بریتانیای کبیر با تکمیل فرآیند استعمار، ۱۳ مستعمره قدرتمند در امتداد سواحل اقیانوس اطلس ایجاد کرده بود؛ از نیوهمپشایر و ماساچوست در شمال تا ویرجینیا و جورجیا در جنوب. این مستعمرات اگرچه هویت‌های اقتصادی و اجتماعی متفاوتی داشتند، اما در یک مسئله به اتحاد رسیدند: نارضایتی شدید از سیاست‌های لندن.
پس از پایان جنگ‌های هفت‌ساله با فرانسه، بریتانیا که با بحران مالی شدیدی روبرو بود، تصمیم گرفت مخارج خود را از طریق وضع مالیات‌های سنگین (مانند قانون تمبر و مالیات بر چای) بر دوش مستعمره‌نشینان بیندازد. پاسخ آمریکایی‌ها یک شعار تاریخی و قاطع بود: «مالیات بدون داشتن نماینده در پارلمان، عین استبداد است.» آن‌ها حاضر نبودند به دولتی در آن سوی اقیانوس مالیات بپردازند که هیچ حق رأی و گزینه‌ای در آن نداشتند. این تنش‌ها سرانجام در سال ۱۷۷۵ به جنگ مسلحانه بدل شد و در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶، نمایندگان این ۱۳ ایالت اولیه با امضای «اعلامیه استقلال»، رسماً جدایی خود را از تاج‌وتخت بریتانیا اعلام کردند و «ایالات متحده آمریکا» متولد شد.
میل به گسترش: دکترین «تقدیر آشکار» پس از پیروزی در جنگ استقلال، صلح برای آمریکایی‌ها به معنای توقف نبود؛ بلکه آغاز یک مأموریت جاه‌طلبانه بود. در قرن نوزدهم، این تفکر در میان نخبگان و جامعه آمریکا شکل گرفت که آن‌ها از سوی خداوند مأموریت دارند تا تمدن و حاکمیت خود را از اقیانوس اطلس تا اقیانوس آرام (سرا سرا قاره) گسترش دهند؛ نظریه‌ای که به «تقدیر آشکار» (Manifest Destiny) معروف شد. این طمع ارضی و اقتصادی، موتور محرک توسعه‌ای شد که مرزهای آمریکا را از طریق خرید، جنگ و معاهدات دیپلماتیک به جلو راند.
گاه‌شمار توسعه؛ آمریکا چگونه بزرگ شد؟

روند اضافه شدن ۳۷ ایالت بعدی و تغییر جغرافیای آمریکا را می‌توان در چند فاز کلیدی و تاریخی بررسی کرد:
خرید بزرگ لوئیزیانا (۱۸۰۳): توماس جفرسون با پرداخت ۱۵ میلیون دلار به ناپلئون بناپارت، قلمرو وسیع لوئیزیانا را از فرانسه خرید. این معامله وسعت خاک آمریکا را یک‌شبه دو برابر کرد و بعداً تمام یا بخش‌هایی از ۱۴ ایالت جدید (از جمله لوئیزیانا، میسوری، آیوا، مینه‌سوتا و کانزاس) از دل آن متولد و به مرور به اتحادیه اضافه شدند.
واگذاری فلوریدا (۱۸۱۹): آمریکا با امضای معاهده «آدامز-اونیس»، دولت اسپانیا را که توان حفظ این منطقه را نداشت، مجبور به واگذاری شبه‌جزیره فلوریدا کرد. آمریکا در ازای این واگذاری پولی به اسپانیا نداد، بلکه متعهد شد تا سقف ۵ میلیون دلار از بدهی‌ها و ادعاهای مالی شهروندان خود علیه اسپانیا را تسویه کند. فلوریدا در سال ۱۸۴۵ رسماً ایالت شد.
الحاق تگزاس (۱۸۴۵): تگزاس که پیش از آن بخشی از خاک مکزیک بود، پس از اعلام استقلال و تشکیل یک جمهوری کوتاه‌مدت، به درخواست خود به عنوان ایالت بیست و هشتم به آمریکا پیوست.
جنگ با مکزیک و دست‌اندازی به غرب (۱۸۴۸): الحاق تگزاس آتش جنگ میان آمریکا و مکزیک را شعله‌ور کرد. شکست سنگین مکزیک منجر به امضای معاهده «گوادالوپه هیدالگو» شد که به موجب آن، مکزیک ناچار شد حدود ۵۵ درصد از کل خاک خود را واگذار کند. از دل این غنیمت جنگی بزرگ، ایالت‌های ثروتمند و استراتژیکی چون کالیفرنیا (۱۸۵۰)، نوادا، یوتا و بخش‌های وسیعی از آریزونا و نیومکزیکو شکل گرفتند.
دیپلماسی در شمال غرب (۱۸۴۶): آمریکا بدون جنگ و از طریق معاهده مرزی با بریتانیا، قلمرو اورگان را تصاحب کرد که بعداً به ایالت‌های اورگان، واشینگتن و آیداهو تبدیل شد.
تکمیل پازل؛ آلاسکا و هاوایی (۱۹۵۹): آخرین تکه‌های این پازل ۵۰ ایالتی در قرن بیستم تثبیت شدند. آلاسکا که در سال ۱۸۶۷ به قیمت ناچیز ۷.۲ میلیون دلار از روسیه خریداری شده بود، پس از دهه‌ها حضور به عنوان قلمرو وابسته، در ژانویه ۱۹۵۹ به عنوان ایالت چهل و نهم شناخته شد. چند ماه بعد در اوت ۱۹۵۹، مجمع‌الجزایر هاوایی در اقیانوس آرام که اواخر قرن نوزدهم توسط تاجران آمریکایی و با اهرم نیروی نظامی ضمیمه شده بود، به عنوان پنجاهمین و آخرین ایالت رسمی به این ساختار پیوست.

نتیجه‌گیری

نقشه امروز ایالات متحده با ۵۰ ستاره روی پرچم آن، محصول یک فرآیند مهندسی‌شده سیاسی، نظامی و تجاری است. کشوری که در اواخر قرن هجدهم تنها نواری باریک در سواحل شرقی بود، با تکیه بر استراتژی‌های تهاجمی، ثروت ناشی از معاملات تجاری با ابرقدرت‌های رو به زوال اروپایی، و البته به قیمت حذف بومیان اصلی این سرزمین، توانست خود را به یک قدرت قاره‌ای و در نهایت، به یک ابرقدرت جهانی تبدیل کند. تاریخ مرزهای آمریکا، تاریخ پیوند ناگسستنی دیپلماسی دلار و غرش باروت است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کانال علوم‌ سیاسی و تاریخ

اگه علاقمند به مطالب سیاسی و تاریخی هستی در کانال تلگرام ما عضو شو!

عضویت در کانال
بستن