مرا پیدا کن

مرا در شب‌های بی‌خوابی‌ام میان سایه‌های سرگردان خیابان میان هیاهوی خاموشِ چراغ‌های خسته میان دستانِ سردِ بادهای بی‌قرار جُست‌وجو کن…   من گم شده‌ام در انعکاسِ شب در چروک‌های غبارآلودِ پنجره‌ای که رو به هیچ باز می‌شود در صدای قدم‌هایی که از من دور می‌شوند و سکوتی که هزاران فریاد را در خود بلعیده است. … ادامه

توان گریستن

هر آن که توانِ گریستن نمی مانَد هر قطعه شعرم قطره اشکی می شود برای نوشتن از تو

شعر یقین شب

بـی تـو در تـردیـدنـد روزهـا خورشیـد در تبعیـد و به اسـارت رفتـه اسـت مـاه شـب امـا یقیــن دارد ابـدی است در آسمـان مـا

تو را می جویم

تو را می جویم میانِ گل های نشکفته قطره های نباریده و کلمات نگفته بگو تو کدامین ناممکنی تا برای بودنت معجزه ای تمنا کنم یا چون گمشده یک کودک به امید فریادرس آمدنت را بگریم

جای دستان تو

هوا سردتر می شود و جایِ دستان تو در دستانم خالی تر پایانِ کسی در راه است بگویید زمستان نیاید امسال

کانال علوم‌ سیاسی و تاریخ

اگه علاقمند به مطالب سیاسی و تاریخی هستی در کانال تلگرام ما عضو شو!

عضویت در کانال
بستن