دیر نیست…
آمدنش را به انتظار خواهم نشست، در پاییز، بهار، یا شاید تابستان و زمستان… او خواهد آمد با دستهگلی سوی من. آهسته خواهم گفت: «هنوزم دیر نیست…» اما او هرگز نخواهد شنید. .
آمدنش را
به انتظار خواهم نشست،
در پاییز،
بهار،
یا شاید
تابستان و زمستان…
او خواهد آمد
با دستهگلی سوی من.
آهسته خواهم گفت:
«هنوزم دیر نیست…»
اما او
هرگز نخواهد شنید.
.



دیدگاهتان را بنویسید