برندهٔ واقعی ترور کندی؛ چگونه مرگ رئیسجمهور آمریکا راه هستهایشدن اسرائیل را باز کرد؟
در میان همهٔ سناریوهای مطرحشده دربارهٔ ترور ۲۲ نوامبر ۱۹۶۳ جان اف. کندی، فرضیهٔ نقش سرویسهای اطلاعاتی و ساختار سیاسی اسرائیل از معدود تحلیلهایی است که بر اصل کلاسیک جرمشناسی استوار است: «از این جنایت چه کسی سود برد؟» برخلاف بسیاری از نظریهها که بر پایهٔ گمانهزنی صرف شکل گرفتهاند، دلایل مدافعان این سناریو به […]
در میان همهٔ سناریوهای مطرحشده دربارهٔ ترور ۲۲ نوامبر ۱۹۶۳ جان اف. کندی، فرضیهٔ نقش سرویسهای اطلاعاتی و ساختار سیاسی اسرائیل از معدود تحلیلهایی است که بر اصل کلاسیک جرمشناسی استوار است: «از این جنایت چه کسی سود برد؟» برخلاف بسیاری از نظریهها که بر پایهٔ گمانهزنی صرف شکل گرفتهاند، دلایل مدافعان این سناریو به انگیزهٔ حیاتی، زمانبندی دقیق و تغییر جهت بنیادین در سیاست خارجی ایالات متحده اشاره دارد.
▪️▪️انگیزهٔ حیاتی: بنبست هستهای در دیمونا
جان اف. کندی سرسختترین مخالف دستیابی اسرائیل به سلاح هستهای در کاخ سفید بود. در سال ۱۹۶۳، تقابل کندی با دیوید بنگوریون بر سر بازرسیهای مستمر از نیروگاه هستهای دیمونا به اوج رسید. کندی با ارسال نامههایی صریح، ادامهٔ روابط دیپلماتیک و کمکهای آمریکا را مشروط به شفافسازی کامل پروژهٔ دیمونا کرد. برای تلآویو، بمب اتمی مسئلهٔ «بودن یا نبودن» و تضمین بقا تلقی میشد. استعفای ناگهانی بنگوریون در ژوئن ۱۹۶۳ دقیقاً زیر بار این فشارهای طاقتفرسا رخ داد؛ استعفایی که فضایی از بحران ملی را در اسرائیل ایجاد کرد.
▪️▪️چرخش ناگهانی پس از دالاس
با شلیک گلولهها در دالاس و کشته شدن کندی، تمام فشارهای واشینگتن بر پروژهٔ هستهای اسرائیل ظرف چند هفته متوقف شد. روی کار آمدن لیندون بی. جانسون نقطهٔ عطفی در تاریخ روابط دو کشور بود؛ دکترین عدم اشاعهٔ تسلیحات کندی جای خود را به چتر حمایتی بیقیدوشرط جانسون داد. اسرائیل بدون دغدغهٔ بازرسیهای بینالمللی برنامهٔ هستهای خود را تکمیل کرد و حجم کمکهای مالی و نظامی آمریکا به آن به شدت افزایش یافت. این تغییر سیاست آنچنان عمیق بود که نمیتوان رابطه میان کشته شدن کندی و حفظ منافع حیاتی اسرائیل را تصادفی دانست.
▪️▪️سرنخهای عملیاتی و شبکهٔ نفوذ
حلقههای مفقود اجرایی ترور نیز ردپاهایی قابل تأمل بر جای گذاشتهاند:
▪️حذف اسوالد: قتل لی هاروی اسوالد(قاتل کندی) به دست جک روبی (با نام واقعی جیکوب روبنشتاین)، سکوت ابدی متهم اصلی را تضمین کرد. روبی پیوندهای عمیقی با شبکهٔ مافیای یهودیتبار آمریکا به رهبری مایر لنسکی داشت؛ شبکهای که کانالهای مالی و عملیاتی قدرتمندی با جریانهای صهیونیستی داشت.
▪️ارتباطات درون سیا: جیمز جیسوس آنگلتون، رئیس بخش ضدجاسوسی سیا و مسئول پروندهٔ اسرائیل، روابط بسیار نزدیکی با موساد داشت. منتقدان بر این باورند که این کانال ارتباطی امکان تسهیل عملیات و پنهانسازی مدارک را پس از ترور فراهم کرده است.
کشته شدن کندی در حساسترین نقطهٔ تقابل بر سر دیمونا، نهتنها گره کور برنامهٔ هستهای اسرائیل را گشود، بلکه معادلهٔ قدرت در خاورمیانه را تغییر داد. تقاطع انگیزهٔ حیاتی، ابزارهای اجرایی در مافیا و نهادهای امنیتی، و سود راهبردی حاصل از این حادثه، فرضیهٔ مسئولیت اسرائیل در ترور کندی را به یکی از قویترین تبیینهای تاریخی این پرونده تبدیل میکند.



دیدگاهتان را بنویسید