آخرین مطالب

ماجرای غصب یک نام خانوادگی؛ وقتی رضاخان معنای «پهلوی» را نمی‌دانست

▫️​«ویپرت فون بلوشر» سفیر وقت آلمان در تهران (۱۳۱۰ تا ۱۳۱۴ شمسی)، در خاطرات خود روایت جالبی از سفر رضاشاه به تخت جمشید نقل کرده است. به نوشته بلوشر، رضاشاه در این سفر و در چادر همایونی، از «پروفسور ارنست هرتسفلد» (باستان‌شناس برجسته آلمانی که مشغول کاوش در تخت جمشید بود) پرسید: «این کلمه پهلوی یعنی چه؟ شما حتماً می‌دانید.» هرتسفلد برای شاه توضیح داد که پهلوی نام زبانی باستانی و متعلق به دوران باستان ایران است که پیش از شکل‌گیری فارسی دری، ایرانیان به آن سخن می‌گفتند.

اشتراک گذاری
16 خرداد 1405
6 بازدید
کد مطلب : 2129

▫️​رضاخان که در سال‌های پایانی دوره قاجار با القابی چون «میرپنج»، «سردار سپه» و در میان عامه به «رضا ماکسیم» شناخته می‌شد، پیش از تکیه زدن بر تخت سلطنت باید برای خود نام خانوادگی انتخاب می‌کرد. با تصویب «قانون سجل احوال» در ۱۴ خرداد ۱۳۰۴، دریافت شناسنامه برای عموم اتباع ایران اجباری شد و رئیس‌الوزرا نیز از این قاعده مستثنی نبود.

▪️▪️​انتخاب استراتژیک واژه «پهلوی»

▫️​رضاخان تحت تأثیر روشنفکران ناسیونالیست آن روزگار، به‌ویژه محمدعلی فروغی (ذکاءالملک)، واژه «پهلوی» را به عنوان نام خانوادگی خود برگزید. این انتخاب از دو جهت برای او کارکرد داشت:

​اول: پهلوی نام زبان، خط و فرهنگ ایرانیان در دوران اشکانیان و ساسانیان و نمادی از ایران باستان بود؛ گزینه‌ای ایده‌آل برای روشنفکران باستان‌گرا تا اهداف و ایدئولوژی جدید خود را بر پایه آن ترسیم کنند.
​دوم: در لغت‌نامه‌ها، این کلمه به معنای منسوب به پارت (پهلوانان)، دلاور، شریف و آزاده آمده و در شاهنامه فردوسی نیز بارها در همین مفاهیم به کار رفته بود؛ ویژگی‌هایی که رضاخان آن‌ها را برازنده خود می‌دید.

▪️▪️​محمود پهلوی؛ صاحب پیشین نام

▫️​زمانی که نماینده رضاخان برای ثبت این نام اقدام کرد، مشخص شد شخص دیگری پیش از او این نام را تصاحب و ثبت کرده است. بر اساس اسناد اداره سجل احوال، «میرزا محمودخان» ملقب به «محمود پهلوی» (نویسنده، مترجم و از مشروطه‌خواهان سرشناس و کارمند وقت وزارت پست و تلگراف)، نخستین کسی بود که این نام خانوادگی را برای خود برگزیده بود.

▪️▪️​فشار سیاسی و تغییر نام اجباری

▫️​رضاخان پس از اطلاع از این موضوع، دستور داد میرزا محمودخان را به اداره نظمیه (شهربانی) یا ثبت احوال احضار کنند. در آنجا به او ابلاغ شد که «سردار سپه» این نام را برای خود و سلسله سلطنتی آینده برگزیده است و یک شهروند عادی نباید با حاکم هم‌نام باشد. در نهایت، محمود پهلوی تحت فشارهای شدید امنیتی و سیاسی ناچار شد از نام خانوادگی خود دست بکشد.
▫️​او که از این اجبار و نقض حق قانونی‌اش به‌شدت ناراضی بود، به عنوان نوعی اعتراض خاموش، از انتخاب هر نام فامیلی دیگری خودداری کرد؛ در عوض، نام کوچک خود را تکرار کرد و شناسنامه‌اش را با نام «محمود محمود» گرفت. او بعدها با همین نامِ اعتراضی، کتاب ارزشمند و ۸ جلدی «تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن نوزدهم» را به رشته تحریر درآورد.

▪️▪️​رضاشاه و بی‌اطلاعی از ریشه زبانی نامش

▫️​«ویپرت فون بلوشر» سفیر وقت آلمان در تهران (۱۳۱۰ تا ۱۳۱۴ شمسی)، در خاطرات خود روایت جالبی از سفر رضاشاه به تخت جمشید نقل کرده است. به نوشته بلوشر، رضاشاه در این سفر و در چادر همایونی، از «پروفسور ارنست هرتسفلد» (باستان‌شناس برجسته آلمانی که مشغول کاوش در تخت جمشید بود) پرسید: «این کلمه پهلوی یعنی چه؟ شما حتماً می‌دانید.» هرتسفلد برای شاه توضیح داد که پهلوی نام زبانی باستانی و متعلق به دوران باستان ایران است که پیش از شکل‌گیری فارسی دری، ایرانیان به آن سخن می‌گفتند.

▫️این رویداد تاریخی، آیینه‌ای از تناقض‌های دوران نوسازی ایران است؛ رضاشاه از یک سو نهادهای مدرنی مانند سازمان ثبت احوال را تأسیس کرد تا کشور را قانون‌مند کند، اما از سوی دیگر، هر جا که قوانین مدرن یا حقوق شهروندی با اراده و قدرت مطلق او اصطکاک پیدا می‌کرد، قانون به نفع حاکم کنار می‌رفت. ماجرای تغییر نام اجباری «محمود پهلوی» به «محمود محمود» و بی‌اطلاعی شاه از ریشه زبانیِ نام سلسله‌اش، نمونه‌ای روشن از نگاه ابزاری به مظاهر مدرنیته و ایدئولوژی باستان‌گرایی در آن دوران است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کانال علوم‌ سیاسی و تاریخ

اگه علاقمند به مطالب سیاسی و تاریخی هستی در کانال تلگرام ما عضو شو!

عضویت در کانال
بستن