آخرین مطالب

دشت مبهم

در دشتی مبهم و مملو از سکوت، پُر از فریادم.   ستاره‌ها دیگر سوسو نمی‌زنند، ماه به خواب رفته است، و ابرهای تیره از راه می‌رسند تا بیفزایند بر وسعت و شدّت شب.   چیزی فراسوی هبوط بود… دیدی رفتنت آسان نبود.   .

اشتراک گذاری
16 آبان 1404
15 بازدید
کد مطلب : 2024

در دشتی مبهم

و مملو از سکوت،

پُر از فریادم.

 

ستاره‌ها

دیگر سوسو نمی‌زنند،

ماه به خواب رفته است،

و ابرهای تیره

از راه می‌رسند

تا بیفزایند

بر وسعت و شدّت شب.

 

چیزی

فراسوی هبوط بود…

دیدی

رفتنت آسان نبود.

 

.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کانال علوم‌ سیاسی و تاریخ

اگه علاقمند به مطالب سیاسی و تاریخی هستی در کانال تلگرام ما عضو شو!

عضویت در کانال
بستن