تبارشناسی قدرت در نطفه؛ چرا باید «خیالفروشان» را شناخت؟
اگر به دنبال درک ماهیت واقعی یک نظام سیاسی هستید که جریانهای مدعی، وعده تشکیل آن را در آینده میدهند، نیازی به گذر زمان یا انتظار برای استقرار آن نیست. در عصر رسانه و ارتباطات، که جهان به مثابه یک «اتاق شیشهای» شفاف شده است، آینده را میتوان در آینه امروزِ رهبران و رفتار پیروانشان […]
اگر به دنبال درک ماهیت واقعی یک نظام سیاسی هستید که جریانهای مدعی، وعده تشکیل آن را در آینده میدهند، نیازی به گذر زمان یا انتظار برای استقرار آن نیست. در عصر رسانه و ارتباطات، که جهان به مثابه یک «اتاق شیشهای» شفاف شده است، آینده را میتوان در آینه امروزِ رهبران و رفتار پیروانشان به وضوح دید.
▪️▪️شفافیت در اتاق شیشهای؛ از مشاهدهگری تا پیشبینی
در سدههای گذشته، نیات رهبران سیاسی در پسِ پردههای آهنین و محافل مخفی پنهان میماند. اما امروزه به لطف دهکده جهانی، ما در وضعیتی زیست میکنیم که میتوان آن را با مفهوم «سراسربین» (Panopticon) جرمی بنتهام (که میشل فوکو آن را بسط داد) مقایسه کرد؛ با این تفاوت که این بار، شهروندان هستند که بر رفتار مدعیان قدرت نظارت میکنند.
رفتار کنونی یک جریان سیاسی در فضای مجازی و واکنش رهبرانش به نقدها، صرفاً «حواشی» نیستند، بلکه «ریزوارههای قدرت» (Micro-physics of Power) هستند. بر اساس دیدگاه فوکو در کتاب تبارشناسی قدرت، قدرت پیش از آنکه در نهادهای رسمی مستقر شود، در مناسبات روزمره، زبان و نحوه برخورد با «دیگری» شکل میگیرد. بنابراین، مطالعه رفتار امروزِ یک جریان، یک «مشاهدهگری دقیق» برای تبارشناسی حکومتی است که هنوز متولد نشده است.
▪️▪️ پارادوکس آزادی و قانون آهنین الیگارشی
کسانی که با شعار آزادی به میدان میآیند اما در عمل «دگراندیشی» را برنمیتابند، دچار یک تناقض ساختاری هستند. هانا آرنت در کتاب توتالیتاریسم، به خوبی تبیین میکند که ریشههای استبداد نه در روز پیروزی، بلکه در سالهای پیش از آن و در نحوه سازماندهیِ «تکصدایی» و حذف حقیقت عینی رشد میکند.
علاوه بر این، رابرت میخلز در نظریه «قانون آهنین الیگارشی» هشدار میدهد که حتی دموکراتیکترین سازمانها نیز در صورت عدم نقدپذیری، به سمت انحصارطلبی میل میکنند. جریانی که امروز منتقد را با توهین، برچسب یا تهدید به حاشیه میراند، در حال تمرین برای «تصفیههای فیزیکی و عقیدتی» فرداست. کسی که امروز در قامت اپوزیسیون، «امنیت روانی» مخالف را سلب میکند، فردا در جایگاه قدرت، «امنیت جانی» او را به مسلخ خواهد برد.
▪️▪️خطر «هیجان تودهای» و زوال منطق
چرا با وجود نشانههای آشکار، جوامع در تله استبداد میافتند؟ گوستاو لوبون در اثر کلاسیک خود، روانشناسی تودهها، توضیح میدهد که در مقاطع بحرانی، «احساسات تند» جایگزین «عقلانیت نقادانه» میشود. در چنین اتمسفری، تودهها شیفته کلام پرطمطراق رهبرانی میشوند که وعده آرمانشهر (Utopia) میدهند، اما در لایههای زیرین رفتارشان، بذرهای کینه و انحصارطلبی میکارند.
اگر منطق جامعه در برابر هیجان شکست بخورد، آنچه در آغاز «امید به تغییر» به نظر میرسید، طبق تحلیلهای فردریک هایک در کتاب در راه بندگی، به مسیری ناگزیر به سوی سلطه مطلق تبدیل خواهد شد.
▪️▪️نتیجهگیری: عبور از نقابها
برای شناخت ماهیت یک نظام سیاسیِ وعده داده شده، نباید صرفاً به «مانیفستهای مکتوب» یا «سخنرانیهای اتوکشیده» اکتفا کرد. باید به «فرهنگ سیاسی» و زیستجهانِ آن جریان نگریست.
اگر امروز تحملِ «چندصدایی» در لایههای هواداران و کادرهای مرکزی وجود ندارد، فردا قطعاً شاهد «تکصدایی مطلق» خواهیم بود. تاریخ بارها ثابت کرده است که ماهیت هر قدرت، در «نطفه» و رفتارهای پیشاکسبِ قدرتِ آن نهفته است. تنها کافی است چشمانمان را بر واقعیتهای رفتاریِ امروزِ مدعیان نبندیم.



دیدگاهتان را بنویسید