عسگر گاریچی و انقلاب مشروطه
در تاریخ معاصر ایران، گاه با چهرههایی گمنام روبهرو میشویم که در روایتهای رسمی کمتر به آنها پرداخته شده است؛ اما کنشها و رفتارهایشان خواه آگاهانه یا ناآگاهانه، درست یا نادرست ـزمینهساز تحولات بزرگ سیاسی و اجتماعی شده است. عسگر گاریچی یکی از همین چهرههاست؛ مردی که نامش با بیاخلاقی، ظلم و سوءاستفاده از قدرت […]
در تاریخ معاصر ایران، گاه با چهرههایی گمنام روبهرو میشویم که در روایتهای رسمی کمتر به آنها پرداخته شده است؛ اما کنشها و رفتارهایشان خواه آگاهانه یا ناآگاهانه، درست یا نادرست ـزمینهساز تحولات بزرگ سیاسی و اجتماعی شده است. عسگر گاریچی یکی از همین چهرههاست؛ مردی که نامش با بیاخلاقی، ظلم و سوءاستفاده از قدرت گره خورده و رفتارهایش به یکی از جرقههای مهم انقلاب مشروطه بدل شد.
امتیاز انحصاری و قدرت بلامنازع
در اواخر دوره قاجار و در زمان صدارت عینالدوله، صدراعظم مستبد مظفرالدین شاه قاجار، امتیاز انحصاری حملونقل مسافر و بار در مسیر راهبردی تهران–قم به عسگر گاریچی واگذار شد. این امتیاز، قدرتی تقریباً مطلق در اختیار او قرار داد تا بر رفتوآمد زائران و مسافران تسلط داشته باشد. عسگر نهتنها خدماتی بیکیفیت ارائه میداد و مبالغ گزافی دریافت میکرد، بلکه با اتکا به حمایت مستقیم دربار، خود را فراتر از هر قانون و نظارتی میدانست.
واقعه هتک حرمت؛ حادثهای که خون جامعه را به جوش آورد
آنچه عسگر گاریچی را از یک پیمانکار فاسد به چهرهای منفور در افکار عمومی بدل کرد، بدرفتاریهای او با زائران، بهویژه زنان، بود. در جامعه سنتی آن روزگار، «حفظ حرمت نوامیس» بیش از هر چیز خط قرمز مردم به شمار میرفت.
بر اساس روایتهای تاریخی، عسگر گاریچی در یکی از سفرهای خود به قم، رفتارهایی بهشدت توهینآمیز و غیراخلاقی نسبت به زنان مسافر از خود نشان داد. گفته میشود که او زنان را از اتاقهای کاروانسرا بیرون کشید و در حضور خانوادههایشان مرتکب اعمال زننده شد. هنگامی که مردم به حاکم قم شکایت بردند، به دلیل نفوذ عسگر و حمایت عینالدوله، نهتنها به شکایات رسیدگی نشد، بلکه شاکیان نیز مورد تهدید قرار گرفتند.
عسگر گاریچی؛ نماد فساد سیستماتیک
این ماجرا بهخوبی نشان داد که فساد و ظلم در ساختار حکومت قاجار تا چه اندازه به لایههای روزمره زندگی مردم نفوذ کرده است. در میان جامعه این پرسش اساسی شکل گرفت:
«وقتی یک گاریچی ساده میتواند با تکیه بر حمایت دولت به جان و ناموس مردم تعرض کند و بازخواستی هم در کار نباشد، پس کشور بیش از هر چیز به قانون و عدالتخانه نیاز دارد.»
به این ترتیب، عسگر گاریچی از یک فرد خاطی به نمادی از استبداد و فساد سیستماتیک بدل شد و اعتراض به رفتارهای او، از سطح یک شکایت شخصی فراتر رفت و به مطالبهای سیاسی و عمومی تبدیل گردید.
نقش در روند مشروطه و سرانجام عسگر گاریچی
گسترش نارضایتی عمومی و شکایتهای پیدرپی به مراجع تقلید، علما را به میدان کشاند. در جریان مهاجرت صغری (تحصن علما در حرم حضرت عبدالعظیم)، عزل و مجازات عسگر گاریچی بهعنوان یکی از شروط اصلی معترضان مطرح شد. از جمله این مطالبات میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
▪️عزل عسگر گاریچی از مسیر تهران–قم
▪️واگذاری اداره این مسیر به فردی متدین، امین و پاسخگو
▪️تأسیس عدالتخانه برای رسیدگی به تظلمات مردم
پافشاری روحانیانی چون سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی سرانجام دولت را وادار به عقبنشینی و عزل عسگر گاریچی کرد. هرچند او از صحنه حذف شد، اما جنبشی که با اعتراض به رفتارهایش آغاز شده بود، در کنار سایر عوامل و مطالبات اجتماعی متوقف نماند و در نهایت به صدور فرمان مشروطیت انجامید.



دیدگاهتان را بنویسید