سردار امامقلیخان و پایان یک قرن سلطهٔ پرتغال بر خلیجفارس
حضور پرتغالیها در سواحل و جزایر ایران از ابتدای سدهٔ شانزدهم میلادی آغاز شد؛ زمانی که دولت صفوی بهتازگی شکل گرفته و هنوز به ثبات کامل نرسیده بود. در سال ۱۵۰۷ میلادی، «آلفونسو دآلبوکرک» فرماندهٔ نامدار پرتغالی، با حمله به بندرهای جنوبی ایران، پایگاههایی را در قشم، میناب، لارک و بهویژه هرمز بنا کرد. این […]
حضور پرتغالیها در سواحل و جزایر ایران از ابتدای سدهٔ شانزدهم میلادی آغاز شد؛ زمانی که دولت صفوی بهتازگی شکل گرفته و هنوز به ثبات کامل نرسیده بود. در سال ۱۵۰۷ میلادی، «آلفونسو دآلبوکرک» فرماندهٔ نامدار پرتغالی، با حمله به بندرهای جنوبی ایران، پایگاههایی را در قشم، میناب، لارک و بهویژه هرمز بنا کرد. این جزایر بهزودی به مراکز اصلی قدرت پرتغال در آبراهههای خلیجفارس تبدیل شدند. پرتغالیها با بهرهگیری از ناوگان مجهز اقیانوسی و توپخانههای سنگین، بهمدت بیش از یک قرن توانستند کنترل بخشهای مهمی از تجارت و مسیرهای دریایی منطقه را بهدست بگیرند. در دورانی که صفویان بیشترین تمرکزشان را بر جنگهای زمینی با عثمانی در غرب و ازبکان در شرق گذاشته بودند، جنوب ایران عملاً به میدان نفوذ و سلطهٔ استعمار اروپایی بدل شد.
هدف پرتغالی ها از اشغال خلیج فارس
هدف پرتغالیها از استقرار در خلیجفارس تنها اشغال سرزمینی نبود، بلکه دستیابی به موقعیت برتر در تجارت جهانی بهویژه مسیر ادویه بود. آنها میکوشیدند ارتباط تجاری میان ایران، هند و شرق آفریقا را تحت کنترل درآورند و با بستن مسیرهای دریایی یا گرفتن عوارض سنگین از کشتیها، درآمدهای بزرگی را به خزانههای اروپایی منتقل کنند. پرتغالیها همچنین با تسلط بر دولت محلی هرمز و تبدیلکردن آن به حکومتی دستنشانده، فضایی فراهم کردند که بتوانند مستقیماً در امور داخلی منطقه مداخله کنند. از سوی دیگر، با ایجاد دژهای نظامی مستحکم (مانند قلعه پرتغالیها در هرمز و قشم) و استقرار پایگاههای دائمی، مانع ورود نیروهای ایرانی به آبراههها میشدند و حتی با تحریک گروههای وابسته یا راهزنان دریایی، امنیت ساحلنشینان ایرانی را مختل میکردند. مجموعهٔ این اقدامات نهتنها اقتصاد جنوب ایران را دچار آسیب جدی کرد، بلکه جایگاه ژئوپلیتیکی ایران را در یکی از مهمترین شاهراههای ارتباطی جهان تضعیف نمود.

ورود شاه عباس و سردار امام قلی خان
ورود شاه عباس یکم به صحنهٔ قدرت و انجام اصلاحات بنیادین در سپاه، نقطهٔ عطفی در سیاست جنوب بود. او با ساماندهی نیروی قزلباش، ایجاد سپاه غلامان قفقازی و تقویت ساختار اداری، توانست توان نظامی و مالی دولت را به سطحی برساند که امکان مقابله با پرتغالیها فراهم شود. در این میان، یکی از برجستهترین فرماندهانی که شاه عباس به او اعتماد کامل داشت، امامقلیخان اوندیلادزه بود؛ فرزند اللهوردیخان و والی نیرومند فارس که تجربهٔ فرماندهی، سازندگی و ادارهٔ مناطق بزرگ جنوب را در اختیار داشت. او که در شیراز مستقر بود، مسئولیت اصلی اجرای طرح آزادسازی سواحل و جزایر را بر عهده گرفت و طی چند سال، عملیات گستردهای را برای پاکسازی منطقه از نیروهای پرتغالی آغاز کرد.
امامقلیخان نخست با سازماندهی سپاهی منظم و بهرهگیری از نیروهای بومی جنوب، جزایر قشم و میناب را از دست نیروهای پرتغالی خارج کرد. نبردهای طولانی در قشم، با وجود مقاومت سنگین دشمن، نشان داد که توان نیروهای ایرانی در مقابله با ارتش مجهز پرتغالی بهمراتب رشد کرده است. سقوط پادگانهای پرتغالی در قشم راه را برای مرحلهٔ اصلی عملیات یعنی محاصرهٔ هرمز باز کرد. هرمز در آن زمان بهدرستی «قلب پرتغال در خلیجفارس» خوانده میشد؛ شهری ثروتمند و استراتژیک که پرتغالیها آن را به مرکز تجارت و قدرت نظامی خود بدل کرده بودند.
محاصرهٔ هرمز از بزرگترین عملیات مشترک دریایی و زمینی عصر صفوی بود. امامقلیخان با وجود محدودیتهای ناوگان دریایی ایران، با هوشمندی از توان نیروی دریایی انگلستان که در رقابت با پرتغال قرار داشت و به دنبال منافع تجاری بود استفاده کرد. اما هدایت کامل عملیات زمینی، لجستیک و محاصرهٔ طولانی شهر بر عهدهٔ او بود. در نهایت در سال ۱۶۲۲ میلادی (۱۰۳۱ هجری قمری)، پس از چند ماه نبرد سنگین، هرمز سقوط کرد و پرتغالیها پس از بیش از یک قرن سلطه، مجبور به ترک خلیجفارس شدند و به پایگاههای خود در مسقط عقبنشینی کردند. این پیروزی نهتنها پایان استعمار پرتغال در ایران بود، بلکه یکی از بزرگترین شکستهای تاریخ استعماری پرتغال در آبهای شرق بهشمار میرفت.

اهمیت اقدام امامقلیخان از چند جهت قابل ذکر است:
۱.حاکمیت ملی: او توانست ساختاری استعماری را از جنوب ایران پاکسازی کند که بیش از صد سال به اقتصاد ملی آسیب زده و بخشی از قلمرو کشور را از حاکمیت ایران خارج کرده بود.
۲. اقتصادی و تجاری: پیروزی او باعث بازگشت درآمدهای تجارت خلیجفارس به خزانهٔ صفوی شد و نقش ایران را در مبادلات بینالمللی تقویت کرد؛ بهطوریکه بندر جدید عباس (بندرعباس) که جایگزین هرمز شد، رونق فراوانی یافت.
۳. ژئوپلیتیکی: این موفقیت جایگاه ایران را در منطقه ارتقا داد و برای نخستینبار پس از سالها، ایران توانست اقتدار خود را در آبراههها اعمال کند و به یک قدرت دریایی منطقهای تبدیل شود.
۴. هویتی: عملیات امامقلیخان بهعنوان نمونهای کمنظیر از مقاومت ایرانیان در برابر استعمار اروپایی در تاریخ ثبت شد و به یکی از یادمانهای هویتی جنوب ایران و تاریخ صفوی تبدیل گردید.
سرگذشت سردار ضد استعمار
امامقلیخان پس از این پیروزیها همچنان یکی از قدرتمندترین امیران دولت باقی ماند، اما پس از مرگ شاه عباس و روی کار آمدن شاه صفی، به دلیل رقابتهای درباری و ترس شاه جوان از نفوذ بیش از حد امرای قدیمی، مغضوب شد و نهایتاً در سال ۱۶۳۲ میلادی همراه چند تن از اعضای خانوادهاش کشته شد. با این حال، کارنامهٔ او در تاریخ ایران، بهویژه در حوزهٔ دفاع از حاکمیت ملی و پایاندادن به استعمار طولانی پرتغال، همچنان از برجستهترین نمونههای موفقیت نظامی و سیاسی عصر صفوی است.



ممنون بابت مطلب خوبتون.
عالی توضیح دادید سپاسگزارم!
حتماً بازم از این مطالب میذارید؟
ممنون از لطف شما بله حتما