▫️ویلفردو پارتو، متفکر ایتالیایی، با رویکردی نخبهگرایانه به تحلیل ساختارهای قدرت در جوامع پرداخت. او باور داشت که در هر جامعهای، خواه دموکراتیک باشد یا استبدادی، همواره گروه کوچکی از افراد که آنها را «نخبگان» مینامد قدرت را در اختیار دارند.
▫️به اعتقاد او، این نخبگان در طول زمان دچار دگرگونی میشوند و جای خود را به گروههای جدیدی میدهند. پارتو این فرآیند را «گردش نخبگان» (Circulation of Elites) نامید.
▫️برای توضیح شیوههای حکمرانی نخبگان، پارتو از دو نماد حیوانی استفاده میکند: شیر و روباه.
▪️▪️ نخبگان شیرگونه
▫️این دسته از نخبگان، نیرومند، محافظهکار و متکی بر زور و اقتدار آشکار هستند. آنان بیشتر به حفظ نظم موجود پایبندند و در مواجهه با خطرات و تهدیدها، به جای گفتگو یا سازش، از قدرت سخت استفاده میکنند.
➖در ذهن شیرگونهها، دشمن باید سرکوب شود، نه متقاعد.
➖آنان به سنتها، ارزشهای پایدار و ساختارهای رسمی قدرت پایبندند.
➖حکومتهایی با گرایشهای نظامی، اقتدارگرا یا دیکتاتوری، معمولاً تحت نفوذ نخبگان شیرگونهاند.
▫️اما مشکل این نخبگان آن است که اغلب در برابر پیچیدگیها، دگرگونیهای اجتماعی، و چالشهای جدید انعطافپذیر نیستند. وقتی جهان تغییر میکند و مردم خواستار راهحلهای نرمتری هستند، این گروه توان پاسخگویی ندارد.
▪️▪️ نخبگان روباهگونه
▫️در مقابل، نخبگان روباهگونه زیرک، حیلهگر، سازشپذیر و خلاقاند. آنان بهجای استفاده مستقیم از زور، به فریب، چانهزنی و سیاستورزی متوسل میشوند.
➖روباهها استاد بازی با افکار عمومی، تبلیغات و ائتلافسازیاند.
➖آنها معمولاً خواهان نوگرایی، تغییر در نظام اقتصادی و اصلاحات هستند.
➖دموکراسیهای لیبرال و دولتهای تکنوکرات اغلب محل ظهور نخبگان روباهگونهاند.
▫️اما این نخبگان نیز آسیبپذیرند؛ وقتی جامعه با بحرانهای امنیتی، تهدیدهای بیرونی یا نیاز به اقتدار روبهرو شود، روشهای نرم و منعطف آنها ناکارآمد جلوه میکند. در چنین شرایطی، جامعه دوباره خواهان بازگشت به «شیرها» میشود.
▪️▪️نظریه گردش نخبگان
بر اساس این مدل، پارتو نتیجه میگیرد که:
▫️هیچ گروه نخبهای نمیتواند تا ابد قدرت را در دست داشته باشد.
▫️شیرها سقوط میکنند و جای خود را به روباهها میدهند؛ روباهها نیز پس از مدتی به دلیل فساد، ضعف یا ناتوانی در مدیریت بحران، فرو میریزند و دوباره شیرها به قدرت بازمیگردند. این گردش بیپایان، ساختار پنهان و تکرارشوندهی تاریخ سیاسی را شکل میدهد.
▪️▪️ اهمیت نظریه
👍این دیدگاه پارتو، برخلاف تصورات آرمانگرایانه درباره دموکراسی یا انقلاب، نگاهی واقعگرایانه و غیرایدئولوژیک به قدرت دارد. او معتقد است:
➖تاریخ، میدان نبرد گروههای نخبگان است، نه تحقق عدالت.
➖افول هر نظام سیاسی، نه به دلیل فقر یا ظلم، بلکه به دلیل ضعف در کارآمدی نخبگان است.
➖«مردم» اغلب نقش توده خام و تابع را دارند و کمتر بازیگر اصلی تحولاتاند.