زخم دلتنگی
از دلتنگی ات زخمی مانده است در من شب عمیق تر و صبح تازه تر می شود و میان این دو اما من دردِ بی انتها می کشم
از
دلتنگی ات
زخمی
مانده است
در من
شب عمیق تر
و صبح
تازه تر می شود
و میان این دو
اما من
دردِ بی انتها
می کشم
از دلتنگی ات زخمی مانده است در من شب عمیق تر و صبح تازه تر می شود و میان این دو اما من دردِ بی انتها می کشم
از
دلتنگی ات
زخمی
مانده است
در من
شب عمیق تر
و صبح
تازه تر می شود
و میان این دو
اما من
دردِ بی انتها
می کشم
دیدگاهتان را بنویسید